تبليغاتX
مهرورزی
ياد باد آنكه نهانت نظري با ما بود            مهرورزي تو با ما شهره آفاق بود
یادداشتهای روزانه ، شعر ، عکس ، موسیقی ...
نشان کرده جمعه دوم تیر 1385 21:52
به زحمت و به سختی قدم بر می داشت و قطره های عرق از سرو صورتش به زمین می ریخت .
دور زدم ، ترمز کردم و کنارش ایستادم و از او خواهش کردم سوار شود.
اما نپذیرفت و در حالی که بر روی عصایش تکیه کرده بود،گفت:"خدا این نشون را روی من گذاشته تا وقتی اینجوری لنگ لنگان قدم بر می دارم ،من رو زود تشخیص بده.منم هر روز با اشتیاق راه می روم تا توجهش را جلب کنم.

نوشته شده توسط نوشین | موضوع: | لینک ثابت |


 
Copyright © 2006 - Site bus: نوشین