تبليغاتX
مهرورزی
ياد باد آنكه نهانت نظري با ما بود            مهرورزي تو با ما شهره آفاق بود
یادداشتهای روزانه ، شعر ، عکس ، موسیقی ...
یک روز فراموش نشدنی سه شنبه ششم تیر 1385 22:27

روز ششم تیر ماه 85 را هیچ وقت فراموش نخواهم کرد.فردا روز تولد استاد است و کلاس امروز به یک اردوی یک ساعته رفت.ساعتی که توی این35×365×24 ساغت زندگیم هرگز گم نمی شود.هرکدام از ما با مشکلات خاصی که دارد وقتی استاد دعوت کرد که برای ساعتی دور هم باشیم پذیرفت. باز هم صمیمیت وصداقت بچه ها مرا غافلگیر کرد.
عشقی که استاد به بچه ها دارد با شکوه است.او مثل پدری است که فرزندان خود را در کنار هم جمع میکند،هر کدام را با ویژگی های خاص خود می شناسد ودوست دارد.برای حدود یک ساعت فارغ از دغدغه های زندگی خانوادگی و درس وکلاس وکار نشستیم و گفتیم وشنیدیم اما غافل نشدیم که این خودارزش کلاسی را داشت که کمتر در مدرسه و دانشگاه تجربه کرده بودیمواین کلاس، کلاس مهرورزیدن ویکی شدن بود.پدر متین نگرانش بود اما امده بود.مادر پارسا دلش برای او شور می زد ولحظهای از یاد او جدا نمی شد اما در جمع ما بود.ماد ررژین هم دلتنگ دختران خود بوداما در هر حال امده بود

                                                              خدایا از تو متشکرم.این لحظه های زیبا را جاودانه کن.

نوشته شده توسط نوشین | موضوع: | لینک ثابت |

اگر... یکشنبه چهارم تیر 1385 13:1
اگر زمان با من همراهی میکرد                                

                          به گذشته بر می گشتم

                                                و می یافتم     روز های چون شبنم محو شده ی علفزاران را

نوشته شده توسط نوشین | موضوع: | لینک ثابت |

نشان کرده جمعه دوم تیر 1385 21:52
به زحمت و به سختی قدم بر می داشت و قطره های عرق از سرو صورتش به زمین می ریخت .
دور زدم ، ترمز کردم و کنارش ایستادم و از او خواهش کردم سوار شود.
اما نپذیرفت و در حالی که بر روی عصایش تکیه کرده بود،گفت:"خدا این نشون را روی من گذاشته تا وقتی اینجوری لنگ لنگان قدم بر می دارم ،من رو زود تشخیص بده.منم هر روز با اشتیاق راه می روم تا توجهش را جلب کنم.

نوشته شده توسط نوشین | موضوع: | لینک ثابت |


 
Copyright © 2006 - Site bus: نوشین